برخی کلمات ترکی در زبان فارسی

+0 به یه ن

برخی کلمات ترکی در زبان فارسی

کلمات بیگانه بسیاری وارد زبان فارسی شده اند که کلمات عربی، انگلیسی، فرانسه و روسی از آن جمله اند اما شاید ندانید که کلمات بسیاری نیز از زبان ترکی وارد زبان فارسی شده اند که ما روزانه بسیاری از آنها را در مکالمات و نوشته هایمان بکار می بریم.

در زیر به پاره ای از این کلمات اشاره میکنم .

قاشق یا قاشیق از ریشه کلمه قاشیماق به معنی خاراندن

قاب به معنی ظرف مانند قاب عکس یعنی ظرف عکس

بشقاب یا بوشقاب که از دو کلمه بوش + قاب تشکیل شده به معنی ظرف خالی

سورتمه از ریشه کلمه سوریتداماق به معنی راندن و سر دادن

سورچی یا سوروچی به معنی راننده از ریشه کلمه سوریتداماق

چکمه از ریشه کلمه چکمک به معنی کشیدن(به پا کشیدن یا پوشیدن)

ییلاق، قشلاق (یایلاق قیشلاق) برگرفته از کلمه یای(تابستان) و قیش(زمستان)

آچار (بازکننده) از ریشه کلمه آچماق به معنی باز کردن

توپ از ریشه کلمه توپالاماق به معنی یک جا گرد آوردن چیزی و هم خانواده توپالا یا تاپاله که واحد شمارش پارچه هم از اینجا گرفته شده.یک توپ پارچه یعنی مقداری پارچه گرد آوری شده در یکجا

سنجاق یا سانجاق ازریشه کلمه سانجماق به معنی فرو کردن

سلانه سلانه یا ساللانا ساللانا (آویخته آویخته) از ریشه کلمه ساللانماق به معنی آویزان

چالش از ریشه کلمه چالیشماق به معنی درگیری

اردو برگرفته از کلمه یورد به معنی منزل گاه

کوچک یا کوچیک به معنی خرد متضاد کلمه بویوک یا بیوک به معنی بزرگ

قرمز یا قیرمیز به معنی سرخ

قالی برگرفته از کلمه قالین به معنی کلفت و ضخیم

قره قوروت یا قارا گوروت که از دو کلمه قارا (سیاه) و قوروت (کشک) تشکیل شده یعنی کشک سیاه

دلمه یا دولاما برگرفته از کلمه دولاماق به معنی پیچاندن چیزی بوسیله چیز دیگر

دکمه یا دوئمه از ریشه کلمه دوگونناماق به معنی گره زدن

قشقرق یا قیشقیریق به معنی جیغ و داد زدن از ریشه کلمه قیشقیرماق

یالقوز یا یالقیز به معنی مجرد

باتلاق (محل فرو رفتن) از ریشه کلمه باتماق به معنی فرو رفتن

النگو یا النگی به معنی دست آویز/ ال=دست

سقلمه یا سوخلاما از ریشه کلمه سوخماق به معنی فرو کردن

قاپیدن از ریشه کلمه قاپماق به معنی ربودن

تشک یا دوشک به معنی بستر از ریشه کلمه دوشاماق به معنی گستراندن و پهن کردن

اتراق یا اوتیراق از ریشه کلمه اوتیرماق به معنی نشستن

قاتی کردن یا قاتی از ریشه کلمه قاتماق به معنی هم زدن یا آمیختن

قاچاق یا قاچاق از ریشه کلمه قاچماق به معنی فرار کردن

قاچاقچی یا قاچاقچی به معنی فراری

سرتق یا سیرتیق  به معنی یک دنده از ریشه کلمه سیرتیلماق

یورتمه از ریشه کلمه یریتماق به معنی راه بردن کسی

قالپاق یا قالپاق یا قاپاق به معنی درپوش و هم خانواده قاپی به معنی در است