شعری در نکوهش دنیای دون از استاد سخن شهریار

+0 به یه ن

 

شعری در نکوهش دنیای دون از استاد سخن شهریار

با ترجمه ی کانال : زبان و ادبیات ترکان خراسان  

https://t.me/xorasanturk

بو دنیا فانی دیر فانی، بو دنیاده قالان هانی

این دنیا فانی است، کیست که در این دنیا مانده باشد

 

داود اوغلو سلیمانی، تخت اوستوندن سالان دنیا

همان دنیایی که سلیمان پسر داود را، از تخت به زیر انداخت

 

سنین بهره ن یین کیم دیر؟ کیمینکی سن ؟ییه ن کیم دیر

چه کس بهره ای از تو برده؟ مال چه کسی هستی؟صاحبت کیست؟

 

سنه دوغرو دییه ن کیم دیر؟ یالان دنیا یالان دنیا

کیست که به تو بگوید راست، ای دنیای دروغین

 

سنی فرزانه لر اتدی، قاپیپپ دیوانه لر توتدی

فرزانگان تو را رها کردند، اما دیوانگان تو را برگزیدند

 

کیمی الدی کیمی ساتدی، ساتان دنیا الان دنیا

چه کسانی که خرید و چه کسانی که فروخت، دنیایی که می خرد و می فروشد

 

اتی ازل داغا سالدیق ، یورولدوقجا دالی قالدیق

با اسبمان تا کوه ازل تاختیم، تا خسته شد از بقیه عقب ماندیم

 

اتی ساتدیق اولاغ الدیق، یه هر اولدی پالان دنیا

اسبمان را به دنیا فروختیم و خرش را گرفتیم، زینمان را دنیا به پالان تبدیل کرد

 

بیری اینا بیری پاسدیر، بیری ایدین بیری کاسدیر

یکی زیبا و یکی زشت است، یکی روشن و یکی تیره

 

گئجه طوی دیر سحر یاس دیر، گول اچدیقدا سولان دنیا

شب عروسی برپاست و صبح عزا، این رسم دنیایی است که غنچه هارا پرپر می کند.

 

ایگیت لرین باشین یئیه ن، قوجالار بوز باشین یئیه ن

جوانان در آرزویت اند، پیرانت از تو چیزی نمی خواهند(بوزباش اشاره به تارک دنیا بودن پیرها نسبت به جوانان.

 

قبیر لرین داشین یئیه ن، ئوزو یئنه قالان دنیا

ای دراز عمر کننده ای که سنگ قبر هارا می سایی و باز هم تنها خودت می مانی

 

نه قاندین کیم گول اکندیر، کیم قیلیج تک قان توکندیر

نه فهمیدی چه کس گل در تو میکارد و نه فهمیدی که چه کس در تو خون می ریزد

 

تیمور هله کوره کن دیر، چنگیز جانین الان دنیا

تیمور هنوز داماد بود که جان چنگیز را گرفتی

 

یامان قورقو ییغیلایدین، طوفانلاردا بوغولایدین

ای قاعده و قانون بیرحم،کاش از بین می رفتی و در طوفانها غرق می شدی

 

نولیدی بیر داغیلایدین، بیزی درده سالان دنیا

چه میشد که نابود می شدی، ای دنیایی که مارا دردمند ساخته ای

 

چاتیب سندن کوچن کچدی، اجل جامین ایچه ن کئچدی

مسافران تو از تو عبور کردند، جام اجل خوردند و از تو خلاصی یافتند

 

اولان اولدی کئچن کئچدی، نه ایستیردین اولان دنیا

آنچه که باید میشد شد و آنکس که باید می گذشت گذشت، چه می خواهی ای دنیایی که همه در تو زوال می یابند

 

بوغولایدین اولان یئرده، دوغوب خلقی بوغان یئرده

ایکاش در بدو تولدت نابود میشدی و در آن هنگام که خلق در تو به دنیا می آمدند

 

اوغول نعشین اوغان یئرده، انا زولفون یولان دنیا

و در آن لحظه که نعش پسران جوان را بر جای می گذاشتی و در آن لحظه که مادران شان موی خود می کندند. (ای کاش نابود می شدی)

https://t.me/xorasanturk