نقدی برسخنان موهن دکتر طباطبائی

+0 به یه ن

 

 نقدی برسخنان موهن دکتر طباطبائی

✍🏻مهندس_حسن_راشدی

🖍شاید بعضی ها مفهوم واژه «مانقورت» را به درستی ندانند، ولی تصور ما بر این است که آقای دکتر سیدجواد طباطبایی معنی و مفهوم آنرا میداند، چرا که رمان «روزی به درازی یک قرن» چنگیز آیتماتف، نویسنده مشهور قیرقیز را که در دنیا خوانندگان بی شماری دارد، در ایران نیز بسیاری خوانده اند و احتمال میدهیم ایشان نیز این رمان مشهور را خوانده باشند. در این رمان «مانقورت» به افرادی اتلاق میشود که بر هویت خود بیگانه اند و حتی پدر و مادر خود را هم نمی شناسند و قصد کشتن آنها را هم دارند.

 

🖍در رمان «روزی به درازی یک قرن» چینی ها که دشمنی دیرینه با ترکها دارند، با حمله های ناگهانی، افرادی را از بین ترکها ربوده به اسیری میگیرند، آنها این اسیران را دربیغوله ها نگهداشته و سرهای آنها را از ته میتراشند و بر سر تراشیده آنها پوست گاو یا گوسفند کشیده محکم میبندند تا موهائیکه از سر این اسیران رشد میکند وارونه رشد کرده بر پوست سرشان فرد رود، با رشد موهها و فرو رفتن هرچه بیشتر موهها بر داخل پوست سر، زجر و شکنجه اسیران به حدی می­رسد که %۸۰ آنها میمیرند و فقط %۲۰ آنها زنده می مانند که این زنده ماندگان، دیگر هویت، گذشته و همه چیزی که در ذهن داشته اند را فراموش میکنند و تبدیل به موجودی میشوند که هر دستوری از طرف اربابان چینی خود بگیرند بی چون و چرا اجرا میکنند، اینها حتی در صورت روبرو شدن با پدران و مادران خود، آنها را نمی شناسند و به قصد کشتن آنها، تیر از کمان رها می­کنند. به این افراد «مانقورت» میگویند که امروزه بعنوان یک واژه، وارد ادبیات، بخصوص ادبیات ترکی شده است.

 

🖍در دنیای مدرن امروز دیگر کسی را به این شکل بی هویت نمیکنند، بلکه از راههای مدرن بسیاری که در آن شکنجه جسمی نباشد اما موثرتر از طریقه مانقورت سازی باشد استفاده میکنند. در رمان «روزی به درازی یک قرن» آیا مانقورت سازی به آن شکل غیر انسانی که چنگیز آیتماتف نویسنده چیره دست قیرقیز آن را به تصویر کشیده وجود داشته و یا ساخته ذهن پویای خالق این رمان است، چیزی نمیدانیم، اما امروزه «مانقورت» واژه شناخته شده از انسانی است که پشت به هویت، موجودیت و داشته های معنوی خویش کرده و از خود بیگانه باشد.

 

🖍دکتر شریعتی هم در کتاب «الیناسیون و یا از خود بیگانگی» تعبیری روان، ساده اما معنی دار از «خود بیگانگی» دارد که عین نوشته ایشان را در اینجا می آوریم:

«وقتی یک روشنفکر با «خویشتن» می گُسَلد و این خویشتن عبارت از تاریخ و فرهنگ و سنت و زبان و ادب و محتوای ملت یعنی ملیت وی است و ناچار، خلاء وجودی خود را با محتوای فرهنگی دیگری پر میکند، انسانی بیگانه با خویش میشود و این «غیر» همچون «جنّ» در ماهیت و شخصیت ملی او رسوخ و حلول می نماید و آنگاه او عوضی نظر میدهد و راه را هم عوضی انتخاب میکند و عوضی عمل میکند. چون به تعبیر عامیانه اما پرمعنی، او براستی یک «آدم عوضی» است. چنین آدمی فرق نمیکند که یک تحصیل کرده باشد یا فقط متجدد، مارکسیست باشد یا لیبرالیست، دست چپی باشد و یا دست راستی، این مارکها همه به مثابه برچسبهایی است به روی ظرفی که درونش هیچ چیز ندارد.»[۱]

 

🖍مصاحبه آقای سیدجواد طباطبایی در مجله «مهرنامه» آیینه تمام نمای فردی است که بیگانه با هویت خویش است، ایشان نه تنها بیگانه با زبان، فرهنگ، هویت و موجودیت ترکی و آذربایجانی خویش است حتی آنچنان در افکار نژاد گرایانه از نوع مانقورتیسم گرفتار است که بی توجه به مقام و موقعیت خویش به عنوان استاد دانشگاه با داشتن مدرک دکترای فلسفه، شخصیت خود را در حد و اندازه وب گردی ساده و غرق در رؤیای لذت نژاد و زبان برتر، که به علت نداشتن استدلال، کامنت ها و نظرات خود را همراه با توهین و فحش و ناسزا بر پای مقاله ای در سایت و یا وبلاگی می گذارد، به نمایش می گذارد!

 

🖍آیا بکارگیری جمله «پان ترکیسم ملغمه ای از بیسوادی و بیشعوری است» در تیتر این مصاحبه، جز نشان دادن خشم و انزجار درونی فردی جزم اندیش که بدون ارائه دلیل و برهان در ردّ تئوری «پان تورکیسم» و پانهای دیگر، چیز دیگری را به نمایش میگذارد؟

 

🖍«پان‌ تورکیسم» هم مکتبی است مثل «پان ‌ایرانیسم»، «پان‌ فارسیسم»، «پان ‌ژرمانیسم»، «پان ‌اسلاویسم»، «پان ‌عربیسم» و پانهای دیگر، که برای خود مانیفست و استدلالاتی دارد که البته طرفداران چندانی هم در دنیا ندارد. اما به خوبی میدانیم در ایران، حداقل حزب و تشکیلاتی بنام «پان تورکیسم» که هویت‌ طلبان آذربایجانی آنرا تشکیل داده باشند و در چارچوب آن فعالیت کنند وجود ندارد. حتی من در حال حاضر در دنیا هم حزب و تشکیلاتی بنام «پان تورکیسم» نمی شناسم که عده ای تحت لوای آن فعالیت کنند، اما حزب «پان ایرانیسم» که در حقیقت همان «پان فارسیسم» است را هم من می شناسم و هم جناب آقای سید جواد طباطبایی، که در داخل همین ایران چه در زمان رژیم گذشته و چه اکنون فعالیت می کرد و میکند و رهبر این حزب هم در زمان پهلوی دوم نماینده مجلس آن زمان، آقای محسن پزشکپور بود و بعد از انقلاب اسلامی هم ایشان تا زمان در گذشتشان در سال ۱۳۸۹، همچنان ریاست آنرا به عهده داشت و در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی، نامه سرگشاده بلند بالایی هم از طرف این حزب و توسط آقای پزشکپور در تاریخ ۳۰/۹/۱۳۷۷ به رئیس جمهور ارسال شده بود.[۲]

 

🖍آیا آقای سیدجواد طباطبایی تا به حال همین جمله مشهور خودش را در مورد این حزب بکار برده و «پان ایرانیسم» را «ملغمه ای از بیسوادی و بیشعوری» نامیده است؟

 

🖍آقای طباطبایی می گوید: «زبانهای محلی ایران از لحاظ فرهنگی فاقد اهمیت اند و بیش از این قابلیت بسط و گسترش ندارند» احتمالاً منظور آقای طباطبایی از گفتن زبانهای محلی، بیشتر زبان ترکی باشد در درجه اول باید گفت زبان ترکی آذربایجانی زبان محلی نیست، زبان محلی تعریف خاص خود را دارد که آقای طباطبایی حداقل تعریف آنرا باید بدانند و ترکی آذربایجانی در دایره تنگ این قالب نمی گنجد. زبان ترکی آذربایجانی، زبان ملی ترکان ایران و زبان فارسی هم، زبان ملی هم کشوری های فارس زبان و زبان دولتی و رسمی کشور است.

 

🖍ترکی آذربایجانی در ایران گستره ای به وسعت یک کشور کوچک هم نه، گستردگی یک کشور متوسط را دارد. اگر دلایل و مستندات هویت طلبان و فعالین فرهنگی- مدنی آذربایجان در مورد آمار جمعیت ترکان ایران را هم نادیده بگیریم حداقل گفته وزیر امور خارجه ایران، آقای دکتر صالحی در دی ماه سال ۱۳۹۰ در دیدار با وزیر امور خارجه ترکیه احمد داوود اوغلو را نمیتوان نادیده گرفت که گفتند: «نزدیک به چهل درصد ایرانیان به زبان ترکی سخن می گویند».

 

🖍گفته وزیر امور خارجه ایران در مورد کثرت جمعیت ترکان ایران اشتباه لسانی و یا بلوف سیاسی نیست، بلکه حقیقی است آشکار که متکلمین این زبان با دارا بودن حداقل 30 میلیون نفر ازجمعیت 75میلیون نفری ایران، که حقوقشان باید برابر و مساوی با حقوق همکشوری های فارس زبان در کلیه ابعاد کشور از لحاظ مادی و معنوی و از کلیه امکانات آن باشد و زبانشان بعنوان دومین زبان رسمی کشور، همطراز و موازی با زبان فارسی در کشور از ابتدایی تا پایان دانشگاه تدریس شود؛ عملا این جمعیت 30 میلیونی حقوق زبانی و فرهنگی به اندازه جمعیت 150هزار نفری اقلیت ارامنه ایران هم ندارند که از مقطع ابتدایی تا پایان دانشگاه به زبان ارمنی خود تحصیل می کنند.

 

🖍در کجای جهان دیده شده زبان  30 میلیون نفر از جمعیت 75میلیون نفری یک کشور را زبان محلی بنامند و در کجای دنیا دیده شده این جمعیت 30 میلیونی در حد ابتدایی هم از حق تحصیل به زبان خود محروم باشد و وقتی این جمعیت بخواهد از حق خدادادی خود برای تحصیل به زبان خود حرفی بزند او را «پان» بنامند!

 

🖍من می خواستم از آقای طباطبایی بپرسم، اطلاعات ایشان در مورد زبان ترکی چقدر است که چنین فتوایی میدهند، آیا ایشان میدانند در زبان ترکی چند زمان وجود دارد که از عدم قابلیت بسط و گسترش آن صحبت می کنند، اصلاً ایشان می توانند ساده ترین فعل ترکی آذربایجانی را در ساده ترین زمان آن صرف کنند؟

 

🖍به نظر می آید اطلاعات ایشان از زبان ترکی آذربایجانی درحد «منظومه حیدر بابایا سلام» استاد شهریار باشد، ایشان حتی نام کتاب مشهور و حماسی ترکان را که به عقیده بسیاری از دانشمندان و ادیبان دنیا یکی از شاهکارهای زیبای ادبی چند قرن گذشته است و « دده قورقود» نام دارد، «دده گورگوت» می نویسد!

 

🖍ایشان اگر نام این کتاب را به تمسخر «دده گورگوت» می نویسد، نشان میدهد شخصیت ادبی و دانشگاهی ایشان در چه حد و اندازه است! ولی اگر چنین نباشد، من حدس ام براین است که ایشان حتی جمله ای هم از این کتاب را نخوانده است و اگر جمله ای و یا پاراگرافی از آن خوانده باشد، چیزی از آن درک نکرده است، شاید هم اصلاً این کتاب را ندیده باشد، فقط نام آنرا شنیده باشد آنهم به آن شکلی که تلفظ کرده است!

 

🖍ایشان در این مصاحبه مکرراً هویت طلبان آذربایجانی را «پان ترک» می نامد که خواستار اجرای اصل ۱۵ قانون اساسی و تحصیل به زبان ترکی خود در ایران هستند، من احتمال نمی دهم که سواد ایشان در حدی پائین باشد که نتواند تحلیلی از مفهوم «پان تورکیسم» داشته باشد. اما «پان تورکیست» نامیدن کسانی را که خواهان تحصیل به زبان ترکی خود در محدوده جغرافیایی سیاسی ایران هستند....،

ادامه مقاله نقدی بر مصاحبه تحقیرآمیز دکتر سیدجواد طباطبایی در وب سایت زیر : ☟☟☟☟☟☟☟