امیر تیمور و خواجه حافظ

+0 به یه ن
امیر تیمور و خواجه حافظ  :
• سال 785 هجری بود که تیمور فارس را مسخر ساخت و خواجه حافظ هنوز در قید حیات بود. تیمور احضارش نمود و گفت خواجه شیراز من به ضرب شمشیر آبدار، هزاران ولایات را ویران کردم تا سمرقند و بخارا را آبادان سازم، تو در بیت :
" اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را،
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا "
به یک خال هندوی ترک شیرازی سمرقند و بخارای ما را ارزان می‌بخشی؟
خواجه حافظ که در آن زمان مفلس و فقیر بود، زمین خدمت را بوسه داد و خطاب به تیمور گفت:
" ای سلطان عالم، من بخاطر همین بخشندگی ها است که بدین روز فقر و فاقه افتاده‌ام". تیمور را این لطیفه خوش‌آمد و او را بخشید.(1)
• تیمور هم خواندن نوشتن می دانست-هم به زبانهای عربی و روسی و {فارسی} تسلط داشت هم اینکه قرآن را حفظ بود و تفسیر می نوشت .
و عجیب تر اینست که امیر تیمور بزرگ، قرآن را برعکس می خواند شاید در نظر اول همه بگویند خوب سوره به سوره به عقب برمی گشته! خیر
هنوز مادر نزاییده است کسی اینگونه قرآن بخواند(2)
• مناظره امیر تیمور با حافظ شیرازی :  
مناظره امیر تیمور با حافظ شیرازی هم از عجائب روزگارست.
• امیر تیمور وقتی سبب کنیه حافظ  را پرسید، حافظ گفت : آیه ای از قرآن را بخواه تا از حفظ بخوانم. سپس امیر همان را به جفر خواند. تنها حضرت امام علی (ع) قادر به جفر بود(3).
توضیح : جفر یعنی خواندن قرآن از حفظ و بالعکس مثلا انا فتحنا لک فتحا مبینا به جفر می شود: انیبم احتف کل انحتف انا.
مثال دیگر : بسم الله : هالا مسب
منابع :
1: چهار سال در سرزمین تیمور،خاطرات سفیر ایران در ازبکستان، محسن پاک آیین، نشر فرهنگ سبز،1389، تهران.
2 : منبع : منم تیمور جهان گشا فصل اول ص 9
3 : تاریخ ایران، سایکس، جلد ۲، صص ۲۳۲