اوْتانانین اوغلو اولماز

+0 به یه ن

 

اوْتانانین اوغلو اولماز : آدم کمرو صاحب پسر نخواهد شد. این مثل را در مقام نصیحت به افراد کمرو می زنند. می خواهند بگویند که اگر کمرو باشد در زندگی از مزایای زیادی محروم خواهد شد.  

کمرویی به عنوان یک ویژگی شخصی ـ حالتی است که طی آن فرد حین برقراری یک ارتباط عادی یا صمیمانه با افراد دیگر دچار مشکل می‌شود.  

اساس درمان کمرویی تغییر در حوزه ی شناختی و تحول در رویه ی زندگی و حیات اجتماعی فرد است، تغییر در شیوه ی تفکر، یافتن نگرش تازه نسبت به خود و محیط اطراف، برخورداری از قدرت انجام واکنش های نو در برابر اطرافیان و تعامل بین فردی، تغییر در باورها و نظام ارزش هایی که کمرویی را تقویت می کند و سرانجام دستیابی به کانون اصلی اضطراب، کاهش اضطراب در فرد کمرو، تقویت انگیزه و افزایش مهارت های اجتماعی و توانایی های تحصیلی، شغلی و حرفه ای، اصلی ترین روش درمان کمرویی است.

 



آردینی اوخو

آچار سؤزلر : آتالار سٶزو,

تعریفی گلین، جرئددلی اولیه

+0 به یه ن

تعریفی گلین، جرئددلی اولیه : عروس تعریفی سر به هوا از آب در می آید.

این مثل ترکی خراسانی را در باره کسی می گویند که بر خلاف خوش گوئی ها و تعاریفی که از او شده رفتار نا پسندی را انجام می دهد . 



آردینی اوخو

آچار سؤزلر : آتالار سٶزو,

ریشوه ایمام حسینین باشین کسدی

+0 به یه ن

 

ریشوه ایمام حسینین باشین کسدی :

رشوه باعث شهادت امام حسین (ع) شد.

این مثل ترکی خراسان اثر سوء رشوه را بیان می دارد.

تعریف ساده رشوه این می شود: پولی بگیرد تا حقی را ناحق کنی. با این تعریف نتیجه می گیریم که همین پول کثیف در طول تاریخ باعث وقوع جنایات بسیاری شده است. نیم نگاهی به تاریخ اسلام نشان می دهد که بسیاری از بزرگان اسلام و ائمه معصوم (ع) با وسوسه کسانی به شهادت رسیده اند که با گرفتن پست و مقام و سکه برای تحقق اهداف شوم کافران قدم برداشته اند؛ افرادی که با واسطه یا بی واسطه به نوعی دستشان به خون پاک ائمه معصوم (علیهم السلام) و بزرگان تاریخ اسلام آلوده شد. برای آشنایی با مصادیق این نوع رشوه در تاریخ اسلام سراغ حجت الاسلام سید محمد مرتضوی رفتیم و گریزی به منابع موثق تاریخی زدیم تا پاسخی برای همه سوالاتمان بیابیم. نتیجه پرس و جوهای تاریخی ما گزارشی است که پیش رو دارید.



آردینی اوخو

آچار سؤزلر : آتالار سٶزو,

داغ کئچی سی یه گوله ده ی دی،....

+0 به یه ن

داغ کئچی سی یه گوله ده ی دی، کلپه‌سه نالئش ائددیء :

به بز کوهی گلوله خورد، سوسمار ناله کرد.

این مثل ترکی خراسانی همدلی و همدردی را می رساند.

همدلی، قابلیت یا توانایی تجربه کردن احساسات مشابه در دیگر اشخاص است. این حس از حس همدردی که صرفاً توجه نشان دادن به احساسات اشخاص است، فراتر می‌رود. هر دو واژه کاربردی مشابه دارند، اما دلالت منایی و احساسی آنها کاملاً متفاوت است.



آردینی اوخو

آچار سؤزلر : آتالار سٶزو,

بیر آتا سؤزو : " هه نک - هه نک اولور ده یه نک "

+0 به یه ن

" هه نک - هه نک اولور ده یه نک": شوخی شوخی آخرش دعوا با چوب و چماق. منظور اگر شوخی کردن ادامه یابد ممکن است به در گیری به انجامد. این مثل را یا لحن پنذ آمیز به کسانی می زنند که با هم شوخی مفرد می کنند.



آردینی اوخو

آچار سؤزلر : آتالار سٶزو,

آغاجی ایچیندن قورد یئیر

+0 به یه ن

آغاجی ایچیندن قورد یئیر : درخت را کرم از درون می‌خورد. کرم از خود درخت است.

منظور این مثل آن است که خیانت خودی ها عامل شکست است. این مثل را هنگامی می زنند ک شخصی از اطرافیان خود شکست خورد و دچار شکست جبران ناپذیر شود.

در طراحی یک موضوع یا انتشار یک خبر مهم٬ معمولا افرادی خودی و مطلع دخیل می باشند. مانند نظریۀ زبان آذری که توسط کسروی از ترکان تبریز مطرح شد، معتقدان به نظریۀ زبان آذری این واژه را به جای عنوان « ترک آذربایجانی » استفاده کرده و هویت ترکی ساکنان آذربایجان را انکار می‌نمایند.


آردینی اوخو

آچار سؤزلر : آتالار سٶزو,

آتا اولماق آساندی‏‏، آتالیق ائتمک چتین

+0 به یه ن



آتا اولماق آساندی‏‏، آتالیق ائتمک چتیندیر : پدر شدن سهل است‏‏، ولی پدری کردن سخت.


آردینی اوخو

آچار سؤزلر : آتالار سٶزو,

آتلی پیاده دن خبری یوخدی، توخ آجد

+0 به یه ن

آتلی پیاده دن خبری یوخدی، توخ آجدن : سواره از وضع پیاده خبر ندارد سیر از حال و وضع گرسنه خبر ندارد. 

این ضرب المثل ترکی خراسان مثل پیام های زیر در بر دارد. 1. کسی که طعم فقر و محرومیت را نچشیده حال فقرا را نمی‌تواند درک کند. 2. کسی که سختی نکشیده قدر عافیت را نمی‌داند. 3. مسئولین و کارگزاران حکومت باید زندگی خود را هم‌سطح مردم عادی بکنند تا از مشکلات آنها باخبر باشند. کاربرد این ضرب‌المثل در شماتت و سرزنش انسان بی‌درد و مرفه ی است که دیگران را به صبر و تحمل مشکلات فرا می‌خواند..




آردینی اوخو

آچار سؤزلر : آتالار سٶزو,

باخ هاری سینب دی، هاردان سس وئریر!

+0 به یه ن

باخ هاری سینب دی، هاردان سس وئریر! : ببین کجا شکسته، کجا صدا می دهد.

در قدیم شکسته بندهای محلی خراسان عادت داشتند و دارند که با پیچاندن عضو شکسته و شنیدن صدای آن شکستکی را پیدا می کنند و اتفاقا پای یکی از قوزک پا شکسته بود، پیش شکسته بند می رود و او تا پای مریض را می تابند از ضرب درد پا بادی صدادار از معده بیچاره خارج می شود، شکسته بند فورا مثل فوق را می گوید. حالا در صورت وقوع امر نابجا این مثل پیش می آید و بیان می شود.   



آردینی اوخو

آچار سؤزلر : آتالار سٶزو,

ایله ی دن گلانی دیشلور، دالدن گلانی ته پیش لیور

+0 به یه ن

ایله ی دن گلانی دیشلیور، دالدن گلانی ده ته پیش له یور : آنکه از جلو می آید با دندان گاز می گیرد و آن را که از عقب می آید لگد می کند.

در خراسان این مثل در وصف اسب چموش آمده است و گاهی نیز آدم بد اخلاق و ستیزه جوی و احیانا همسر بد را بدان تشبیه می کنند.

 



آردینی اوخو

آچار سؤزلر : آتالار سٶزو,

ده ده قورقود آتا سؤزلری

+0 به یه ن


**ده ده قورقود آتا سؤزلری**

آللاه‌دان اوزولمییه نه اؤلوم یوخدور.

آت آلمامیش آخیر چکیر

آتامین اؤلمه گیند‌ن قورخمیرام، قورخیرام عزرائیل قاپیمی تانییا.

آت آلماغا جاهال یوللا،قیز آلماغا قوجانی.

آتی آت ایله باغلاسان همرنگ اولماسا هم خوی اولار.



آردینی اوخو

آچار سؤزلر : آتالار سٶزو,

آنا مثللری تورک دیلینده

+0 به یه ن

 آنا مثللری تورک دیلینده

۱ - آروادین،(خاتین، قادین) عصمتی ، ارین عزتی  پاکدامنی زن موجب سربلندی مرد است . 

۲ - آرواد وار ائو تیکه ر ، آرواد وار ائو ییخار  زنی خانه را آباد می کند و زنی خانه را ویران می کند . 

۳ - آروادین قوهومو شیرین اولار  فامیل زن برای مرد شیرین است . 

۴ - آرواد نه بیلیر داغدا بوراندیر ، ائوده اوتوروب حکمو رواندیر  زن نمی داند که در کوه طوفان است ، در خانه نشسته و امر می کند . منظور زن مشکل نان در آوردن را نمی داند . ( این ضرب المثل مربوط به زمانی است که زن خانه نشین بوده )



آردینی اوخو

آچار سؤزلر : آتالار سٶزو,

تات آتالار سٶزونده (تات در ضرب المثل های ترکی)

+0 به یه ن

تات آتالار سٶزونده (تات در ضرب المثل های ترکی)


تات آتا مین سه, تانری سونو تانیمس : تات به اسب سوار شود خدای خود را هم نمی شناسد. " تات " کلمه ترکی است و یعنی غیر تورک و واژه ای است که ترک ها همواره به اقوامی که به نوعی با آن ها بیگانه بوده اند، اطلاق می شده است. قدیمی ترین سندی که در آن واژه تات بکار رفته است سنگ نوشته های اورخون است که از قرن دوم برجای مانده است، تات در این سنگ نوشته ها ظاهرا بمعنای " اتباع " و رعایا بکار رفته است (دایره المعارف اسلامی). اما " تاجیک " در اصل " تات جیک " است و یعنی آدم کوچک. تاجیک در دیوان لغات الترک بصورت" تژیک " ثبت شده است. در آزربایجان به رانده شده, " تزیک " می گویند. به غیر این ها ترکان مسلمان، ترک های غیر مسلمان را " تاتار " می نامیدند و " تاتار " در اصل " تات+ ار " است بمعنای مرد غیر تورک، تات شونده, کسی که تات نیست ولی با تات ها دوستی می کند.



آردینی اوخو

آچار سؤزلر : آتالار سٶزو,

بیر گؤزل باخیش

+0 به یه ن

بیر گؤزل باخیش

یازار :  گرگرلی آراز

شنبه 14 شهریور 1394 ، 13:11:34

ایلک گره ک آتابابالار سوزون سئچیب آرایب آختاراسان گوره سیز هانسی ریشه سی هانسی دیلده دیر ایشکالی یوخدو ایه ر بیر مثل فارس دیلینده دیر یاخوت عرب دیلینده اونو مهارتجه دوندرمک لازیمدی اوز دیلیمیزه گوزلجه ایشله دک امما ایندی بو زمانه ده اوشاق دیلیله دئسک گوزل دوشور اونون ریشه سین تاپیلا یاداکی بیر مطلبه ربط وئرمک لازیم اولسا ربط وئره ک اونو بیان ائیله یک ........بیر آناق


قیزین دویمه ین آنا-سونرا دیزین دویر 

تربییه چوخ گوزلدیر 

تربییه چوخ ماراقدیر 

ازل گوندن دئیبلر 

هر ایگیده یاراقدیر



آردینی اوخو

آچار سؤزلر : آتالار سٶزو,

ائل سٶزلری

+0 به یه ن

ائل اوچون ییغلایان گوزوندن اولور : آنکه برای ایل و طایفه و قومش گریه کند، از چشم معیوب می شود. منظور آنست در راه ایل و طایفه فداکاری کردن خوب است ولی هر کس که در این راه تلاش کند در مقابل آن نوش و روی خوش که نشان نمی دهند، نیش هم می زنند.

ائل دللی سینی آتماز : ایل و طایفه و قوم دیوانه خود را نمی راند. منظور از دلی جوانمرد و قهرمان نیز هست یعنی آنکه هر قوم از قهرمانان خود حمایت می کند.

ائل کئچان و سئل باسان یئردن حذر ائله : از محلی که گذرگاه لشکر یا ایل و یا سیل است حذر کن، چون گذر هر یک از آنها در مسیر خود نا بهنگام و غیر منتظره و خطرناک است.

ائل گوجو، سئل گوجو : قدرت مردم مانند قدرت سیل است بعبارت دیگر، دست خدا با مردم است، این مثل اهمیت همکاری و کار جمعی را می رساند، در زمینه نیرومندی کار جمعی بیان می‌شود.

ائل لینه یانان کؤل اولماز : کسی که در راه ایل و تبار و فرهنگ و زبان مادری خود بسوزد خاکستر نمی شود.



آردینی اوخو

آچار سؤزلر : آتالار سٶزو,